آل حميد
تأریخ ،نخوة،اصولها ،فروعها،مسکنها ،تراثها و آدابها  
قالب وبلاگ

صور  خالدة من تعاطف آل حمید

من الیمین الشیخ سعدون ،الحاج قاسم آل موزان و الشیخ حمید الماهور

المهندس عبدالله التمیمی ممثل اهالی الشادگان (الفلاحیه) فی مجلس الشوری و الحاج قاسم الموزان

من الیسار:الحاج سیدغالب ،شیخ قبیلة میاح، الحاج قاسم الموزان

من الیمین: شیخ امناحی الزرگانی /......../ الحاج قاسم الموزان

الشیخ حمید الماهور و الحاج قاسم الموزان

[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ 22:9 ] [ حسین اخو شمه ]

اسود الحدود و اهل الزعامة و الخلود ،بیت عبدالحسن وآل حمید فی موسیان

الشیخ عبدالحسن ابن امحمد السلطان ولدفی مدینة الکوت ،کان جده زعیما" عاما" لآل حمید فی القطر العراقی الذی بدأ فی فترة حکمه صراعات و حروب الدامیة فی مابین آل حمید و بعض القبایل محافظة میسان و منها الشحمان و راح ضحیتها الکثیر من اتباع القبیلتین،من الجدیر بالذکر شیخ قبیلة الشحمان کان ابن الاخت لشیخ سلطان .بعد ما توفی المرحوم شیخ امحمد توج ابناه عبدالحسن و عبدالحسین بشیوخیة فی مدینة الکوت و ضواحی ها و عمت زعمتهما جمیع آل حمید.لکن الظروف اقتصادیة قوصت الحیاة علی اتباع قبیلة آل حمید و هاجر الکثیر منهم الی ایران و سکنوا محافظة عیلام و مدن موسیان ،دهلران،دچة العباس (ع) و قریة نهر عنبر و بتک و عمروا الارض و حرثوها و صنعوا منها دوحة خضراء ماتسمی به دوحة بوحمیدی و آنذاک هاجر المرحوم الزعیم العام الشیخ عبدالحسن ابن محمد السلطان الضویعن مع اخوته و ابناء عموته الی عیلام .

و تفردوا من سائر عرب ایران بتلک الدوحة الخضراء و قام الکثیر من نخب القبیلة بواجبهم الدینی فی اطار احیاء مذهب اهل البیت (ع) و اقامة الشعائر الحسینیة و بناء المساجد و الحسینیات علی ان کان یعیش فی المنطقة نفسها الاخوة الکرد التابعیین للمذهب الشافعی . التأریخ لاینسی الدور الرئیسی لزعماء آل حمید بیت عبدالحسن فی احیاء التراث الشیعی بمحافظة ایلام و النواحی التابعة لها

الشیخ جاسم ترأس القبیلة و اصبح زعیما" عاما" لآل حمید و دیوانه کان ملجا" للجمیع و کان الشیخ فریضة و مولفا" للقلوب .یواسی الناس من العرب والکرد فی مهماتهم و یشارکهم فی افراحهم و لم یحضر مجلسا" الا و قضی فیه حاجة للناس .بابه مفتحوحا علی جمیع اهله و جیرانه و قضی حیاته بخدمة القبیلة .بعد وفاته ترأس القبیلة ابنه ابو ابراهیم الشیخ سعدون و هو الیوم قام مقام ابیه و حفظ شمل اخوته و ابناء عمومته و مارس مهمات القبیلة و استمر بحفظ التراث العریق لآل حمید.

[ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ] [ 0:58 ] [ حسین اخو شمه ]

صاحب السمو و الاصالة

آل حمید بیت رمضان ،الغصن المثمر من شجرة آل حمید المضریة ،التی یسکنون فی مدینة خلف آباد او ما تسمی به رامشیر و القری التابعة لها کقریة المشراگة.هم ذوی البیوت و فی مقدمة  ابناء قبیلة الجود و الکرم  الذین قاموا ببناء دیوان آل حمید فی  الناحیة الشرقیة لمحافظة خوزستان و  عدد نفوس اآل حمید بیت زمضان مایقرب الفی نسمة. ان هذه العشیرة تتصف بالجود و الکرم و حسن الجوار و الحب القویم لآل بیت رسول الله (ص) و الائمة الاطهار (ع) و ایضا" الثقافة و الاصالة .حالیا" یرإسهم العم الحبیب ابو عیسی الزعیم الشیخ حاتم الرمضان الذی اصبح دیوانه ملجأ و محلا" لهموم الناس  و  الاحل و العقد  و الفرائض الاجتماعیة .لسماحة العم   ابوعیسی الکلام النافذ  و المنزلة عند اهله و سکان الاریاف الحافة بمنطقته و بناء" علی هذا  اصبح متوسما" بشیخ المشایخ بتلک الدوحة الخضراء و نواحی ها ..لکم هذه الصورة من سماحة الشیخ حاتم الرمضان زعیم آل حمید 

 

[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 18:17 ] [ حسین اخو شمه ]

المرحوم الحاج عبدالله ابن محمد العلگم

کان من شیبة آل حمید و متوسما" بالایمان و الصدق و حسن السیرة .هو من وجهاء بیت علگم و من ذوی البیوت فی آل حمید و له المکانة الخاصة فی اهله و عمومته .محبا" لاهل البیت (ع) .المرحوم الحاج عبدالله کان بما یسمی عجید (زعیم حمولة) عشیرة المرادسة و ختص بصفة صاحب البخت و العهد .سکن فی مدینی الاهواز و ملاثانی .  

[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 1:37 ] [ حسین اخو شمه ]

 

شیخ الزغیر السعدون 

[ سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 ] [ 2:0 ] [ حسین اخو شمه ]

بْكَفٍ حميدي كريمٍ بنانه // وكم ذا جلا فقر المقلّين جودها

الشاعر العبقری منیع ابن محمد الدوسری المعروف براعی البیر فی سنة ۱۱۳۵ هجری قمری انشد قصیدة رائعة تشتمل علی سبعین بیت مدح فیها الشیخ سعدون ابن محمد حاکم امارت الهجر(الاسم السابق لمنطقة الاحساء حتی الشام بما یسمی حی بابا عمرو فی الشبه الجزیرة العربیة و الیکم بمایلی بعض ابیات و مخلص من هذه القصیدة التأریخیة.

۱)مراقی العلا صعب شدید سنودها// مكادٍ على عزم الدنايا صعودها

۲)فمن رامها بالهون ما نال وصلها // ولا رَدّ غيظات العدا في كبودها

۳)شْراها بغالى الروح والمال والشقا // وصبرٍ على مر الليالي وكودها

۴)فلولا غَلاها سامها كل مفلس // ولولا عَناها كان كلٍّ يرودها

۲۷)فلا غير سعدونٍ ملاذی اذا غدت // علينا الليالي صايلاتٍ جنودها

۲۸)مدحته ولا يلحق مديحي فضايله // فلا عاش كتّام الحساني جحودها

۲۹)فهو لي على الشدّات عونٍ ومقصد // ويانعم مقصودٍ لنا من ضهودها

۳۰)بوجهٍ طليقٍ بالبشاشات مشرق // وعينٍ عن العاني قليلٍ صدودها

۳۱)بْكَفٍ حميدي كريمٍ بنانه // وكم ذا جلا فقر المقلّين جودها

۳۲)حريب الردى مسقى العدا شربة الكدى // من الغيظ غصّات البلا في كبودها

۵۹)حمى من ربى هجر إلى ضاحي اللوى // إلى الشام من دار آل عمرو حدودها

۶۰)إلى خشم رمّانٍ إلى النير مجنب // إلى الشعرى وطمانها مع نجودها

۶۱)إلى العرض والوادي الحنيفي مشرق // وما عن جنوبٍ كل هذا يسودها

۶۲)الى طاب منها مرتعٍ جاده الحيا // رعاه على رغم العدا في حدودها

[ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 14:54 ] [ حسین اخو شمه ]

بزرگان آل حمید نخستین مخالفان سرسخت مذهب ساختگی وهابیت

محمد بن عبدالوهاب، از اولین ایام شروع به فعالیّت خود در دعوت مردم به مذهب وهابیت با مخالفت شدید حاکمان آل حمید مواجه شد. بطوریکه ابن بشر در کتاب خود (( عنوان المجد فی تاریخ نجد)) ذکر میکند : در سال ۱۱۵۷ هجری هنگامی که محمّد بن عبدالوهاب در دعوت به مذهب خود شهره گشت مورد غضب امیر احساء و شیخ قبیله سلیمان بن محمّد آل حمید قرار گرفت و از این رو سلیمان نامه ای تهدید آمیز به حاکم منطقه ی (( عینیه))، عثمان بن معمّر نوشت که در صورتی که محمد بن عبدالوهاب را به قتل نرساند یا او را از (( عینیه)) اخراج نکند اموال و دارایی او را در احساء مصادره خواهد کرد.از این رو عثمان بن معمّر، محمّد بن عبدالوهاب را از عینیه طرد کرد و او بسوی منطقه ی درعیه (حوالی شهر ریاض امروزی)که در تحت نفوذ محمد بن سعود آل سعود بود راهی گشت.[۱۱] محمد بن سعود پس از سکونت محمد بن عبدالوهاب در درعیه با او بیعت کرد که او را در نشر و گسترش افکارش یاری دهد و پس از تشکیل نیروی نظامی مخصوص، درعیه به نخستین پایگاه حکومتی دولت آل سعود تبدیل گشت.[۱۲] از این رو همواره آل سعود و محمد بن عبدالوهّاب مورد دشمنی حکام آل حمید و شیوخ بنی خالد که بر سرزمین احساء و شرق عربستان امروزی سیطره داشتند واقع بودند. تا اینکه در سال ۱۱۷۸ هجری شیخ عریعر بن دجین آل حمید مصمّم گشت با بستن پیمانی نظامی بین خود و دهّام بن دوّاس امیر منطقه ی ریاض و حسن بن هبة الله مکرمی حاکم سرزمین نجران و شیخ قبائل یام، به منطقه ی درعیه هجوم برده مانع از گسترش نفوذ آل سعود و ابن عبدالوهّاب بشود.از این رو با لشکری از قبائل بنی خالد و عجمان به سوی درعیه رهسپار شد.اما نیروهای حسن بن هبة الله قبل از رسیدن نیروهای عریعر بن دجین و دهّام بن دوّاس به درعیه رسیدند و با نیروهای آل سعود درگیر شدند که توانستند شکست سختی به نیروهای محمد بن سعود وارد کنند.پس به پیشنهاد محمّد بن عبدالوهاب،محمّد بن سعود از حسن بن هبة الله با دفع مقداری از اموال تقاضای صلح کرد و این پیشنهاد مورد توافق حسن بن هبة الله قرار گرفت و از تسخیر درعیه دست برداشت و به سوی نجران عقب نشینی کرد. هنگامی نیروهای کمکی شیخ عریعر بن دجین آل حمید و دهّام بن دوّاس به درعیه رسیدند که پیمان صلح منعقد شده بود و حسن بن هبة الله یکی از بزرگترین همپیمانان آنان عقب نشینی کرده بود.از این رو پس از محاصره ی چند روزه ی شهر و به توپ بستن آن عقب نشینی کردند و بدین ترتیب نخستین تصمیم نظامی بزرگ برای شکست دولت آل سعود یکم و مذهب وهابیت با شکست مواجه شد.۱ و ۲

منابع :

۱)عنوان المجد فی تاریخ نجد ص ۹۶ الی ۹۸

۲)تاریخ آل سعود-ناصر السعید

[ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 14:44 ] [ حسین اخو شمه ]

 قصر صاهود فی مدینة المبرز فی الاحساء الذی ینسب بنائه علی ید شیخ براک بن غریر آل‌حمید

شارع الشیخ براک بن غریر‌ آل‌حمید فی مدینة الریاض العاصمة

[ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 14:35 ] [ حسین اخو شمه ]

من الیمین:الحاج سیدمالک ابن سید داخل،الحاج قاسم آل موزان ،الحاج سبهان ابن افضیل (نجل ملاثانی)

الحاج سبهان ابن افضیل

من شیبة آل حمید الباقیة من السلف هو الحاج سبهان ابن افضیل الگعید النجل الوحید للمرحوم ملاثانی .الحاج سبهان کان منذ شبابه حتی الان من فرایض القبیلة الذی یحتکم الیه الکثیر فی الخلافات و النزاعات العشائریة .من خصائصه التواضع امام الاخرین و حضوره مجالس الناس فی افراحهم و عزائهم.حتی الان دیوانه فی مدینة ملاثانی محلا" لیواء المتنازعین و تکریم الضیوف و تتشکل فیه جلسات الفرائض.

[ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 13:28 ] [ حسین اخو شمه ]

ستاره ای درخشان از سپهر فقاهت نجف اشرف در ملاثانی

سیر تکامل جوامع انسانی متکی به وجود عوامل و عناصر متعدد و گوناگونی است که در چهارچوب پژوهشی ژرف از پیشینه و تاریخ ملل و نحل می توان بخوبی آن عوامل را استخراج و مورد مطالعه و بازشناسی قرار داد .عنصر دین مهمر ترین مولفه پیشرفت و تکامل جامعه دینی ایرانی است که سالها بعنوان یک آلترناتیو موثر توانسته تکاپو و اصلاح ذاتی را در درون جامعه قرار دهد و نوآوری و همسانی با تغییرات و تحولات عصر را برای آن به ارمغان آورد.منطقه ملاثانی بدلیل اعتقاد عمیق دینی ساکنانش به مکتب نورانی اهل بیت عصمت و طهارت (ع) از دیرباز دارای برجستگی ها و جلوه های زیبا و چشم نوازی از دینداری و نقش آفرینی در فرایند تکامل فرهنگی و مذهبی خوزستان داشته است.دین باوری مردم این خطه سالها نگاه علمای تشیع در حوزه علمیه نجف اشرف را بخود معطوف ساخت،بر همین اساس منطقه ملاثانی در یک قرن پیش حضور علمای برجسته ای از دانش آموختگان حوزه نجف و کربلای معلا را بخود دیده است .که جهت تبلیغ شعایر دینی ،تربیت و تزکیه نفوس مردم ، آموزش احکام عملی و اخذ وجوهات شرعی به آن مهاجرت یا سفر نموده اند.از جمله شخصیت هایی که در پیشینه دینی منطقه ملاثانی نقش برجسته ای را ایفا کرد،حضرت آیةالله حاج شیخ عبدالهادی عکام (حمیداوی)است.شیخ هادی از خانواده های اصیل عکام آل حمید در عراق و. ایران می باشد.ایشان در حدود سال 18۸۵ میلادی در منطقه رفاعی از توابع بغداد چشم به جهان گشود.در دوران نوجوانی بنا به تاکید و سفارش پدر گرامی اش آیةالله شیخ مهدی عکام و براساس سنت موجود در طوایف شیعی آن روز در عراق با هدف تحصیل علوم دینی و سپس تبلیغ و نشر معارف آن و هدایت مردم ،وارد حوزه علمیه نجف اشرف شد و نزد علمایی چون آیةالله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی ،شیخ محمدحسین کاشف الغطاء و همچنین آیةالله سیدابوالقاسم خویی  رضوان الله تعالی علیهم تلمذ و دروس فقه ،اصول فقه ،اخلاق و عقاید را فراگرفت .شیخ هادی عکام با ورود به دوره خارج حوزه همزمان وکالت مرجعیت شیعه ابتدا سیدابوالحسن اصفهانی(بهبهانی الاصل) و سپس آیةالله العظمی سیدمحسن حکیم در عراق و ایران را بعهده گرفت.وی طی سال های 1941 الی 1963 بشکل متناوب در باهدف انجام رسالت دینی و تبلیغ احکام و اخذ وجوهات شرعی به منطقه ملاثانی و اهواز مهاجرت نمود.در طول سالهای حضور در خوزستان به شهرها وروستاهای مختلفی مسافرت و با ساکنان آنها به حشر و نشر پرداخت در این راستا می توان به روستاهایی نظیرابوهاون،زویرخرامزه،زویرچری،صلیعه،حبیشی،جلیعه،بندقیر،عرب حسن،ویس،ملاثانی (کوت یا ندافیه) شهرهای اهواز،آبادان و خرمشهر ،بعنوان محل و کانون فعالیت های دینی شیخ اشاره نمود.در اینجا لازم است براساس تحقیق به نکته بسیار جالب و مهمی اشاره کنم که می تواند از عشق ذاتی قبایل و طوایف عربی ایران و عراق به ولایت خاندان رسول الله (ص)رمز گشایی کند ،نزد بزرگان طوایف عرب شیعی عراق و ایران سنت حسنه ای وجود داشت که براساس آن خانواده ای از میان تیره های موجود ،که متصف به کرامات ،تقوا ،علم و ورع بودند،مامور تحصیل علوم دینی در حوزه نجف و سپس ارتباط با اعضای قبیله در راستای تهذیب و تعلیم احکام شرعی می نمودند تا پیوند افراد با مذهب و شریعت مستحکم و پایدار گردد.این رفتار در واقع برگرفته از آیه شریفه قرآنی است که می فرماید: وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ «و نتوانند مؤمنان که همگی به سفر روند چرا از هر گروهی دسته ای به سفرنروند تا دانش دين خويش را بياموزند و چون بازگشتند مردم خود را هشداردهند ، باشد که از زشتکاری حذر کنند»۱

آقای مهندس محمد مذکور در کتابش درباره پدر و نسب شیخ هادی می نویسد: لما کانت عشیرة آل حمید من القبائل الموالیة لاهل البیت (علیهم السلام) فأن العشیرة عینت لها سفیرا" فی النجف الاشرف لاستقبال زوار العشیرة و ایوائهم تم اختیار الشاب مهدی بن عبیرة الحمیداوی من الزلزل فسافر للنجف و قام بمهمة وقبلیة خیر قیام و درس اصول الفقه و العقائد عند فقهاء السلف واصبح من العلماء و الفقهاء المعروفین و ذالک بحدود سنة 1260 ه ق و 1844 م و صحب احد العلماء الی الحج و رافقه فی الطریق فسمی "عکام الشیخ" و منذ ذلک الحین و الاسم لصق بالعکام»خانواده شیخ هادی معروف به زوار ،بشکل خانوادگی و سلسله وار این ماموریت را به ارث برده و بدرستی اجرا کردند. سالها در این راه به جهاد پرداختند.شیخ هادی در راستای جامه عمل پوشاندن به رسالت شرعی با اینکه عالمی فرهیخته و طراز اول بوده اما از هیچ امری برای هدایت و رشد فرهنگی مردم دریغ نمی کرد به نوجوانان قرآن می آموخت ،بزرگان را به تمرین آداب و اعمال و فرایض دینی وا می داشت و در ساعات ظهر مانند یک روستایی ساده در مزرعه ها و خرمنگاه به کمک و مساعدت مردم می شتافت.هنوز نام ایشان در خاطر مسنین این خطه یادآور صفا و صمیمیت تدین و اخلاص و تقوا می باشد.شیخ هادی در سال ۱۹۶۸میلادی و در سن ۸۱ سالگی در بخش رفاعی بغداد جان به جان آفرین تسلیم و بنا بر وصیت در قبرستان دار السلام در جوار مضجع مولا امیر المومنین(ع) آرام گرفت. از انساب آیةالله شیخ هادی هم اکنون خانواده های زیادی در اهواز و ملاثانی ساکن می باشند که می توان به ملاصالح فرزند ملاجواد (والد دکتر خلیل حمیداوی) و نیز والده آقای عبدالحسین حمیدی (زوجه عموی حاج مرتضی و حاج عبدالامام حمیدی)اشاره کرد. 

[ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 12:47 ] [ حسین اخو شمه ]

تمتد أهمية الخليج الفارسی والكويت لجهة التاريخ، أو لجهة العلاقات الدولية والتجارة العالمية بالذات، إلى عصور قديمة سحيقة. وكانت أراضي دولة الكويت الحالية تقع ضمن أراضي دولة كندة الوسطى التي قامت خلال الفترة من القرن الثالث حتى الخامس الميلادي.و قد أثبت التنقيب الأثري، الذي انطلق بهمة البعثة الدنمركية في جزيرة فيلكا عام 1958، وما عثر عليه من آثار، وجود حضارة تاريخية قديمة في الكويت، ذلك لأن أراضي الدولة الحالية تتصل من جهة الغرب بالجزيرة العربية التي هي جزء لا يتجزأ منها، كما يشكل بحرها جزءاً من ساحل الخليج الفارسی، وعليه ارتبط تاريخها في قديمه ووسطه ارتباطاً وثيقاً بالجزيرة العربية وسكانها و بمنطقة الخليج . و يذكر المؤرخون أن الإسكندر المقدوني (الأكبر)، الفاتح والحاكم الإغريقي العظيم، عندما غزا بلدان الشرق لاكتشاف الطريق الملاحي بين مصب نهر السند وشط العرب عبر الخليج عام 326 ق.م أقام مع بعض جنده في فيلكا. وعثر في الجزيرة على حجر «إيكاروس» الذي سجل عليه الإغريق كتاباتهم بجانب الآثار الأخرى العديدة، وهي أدلة تاريخية تؤكد نشوء حضارة قديمة في الكويت عاصرت حضارات الشرق القديم .

كما يذكر أحد المؤرخين أن أرض الكويت شهدت يوماً من أيام الحرب بين الحارث بن عمرو بن حجر الكندي، وملك المناذرة المنذر بن ماء السماء اللخمي، الذي هزم الحارث عند جزيرة وارة في عصر الجاهلية.كما شهدت شواطئ الخليج الفارسی أول صدام في فجر الإسلام بين الامبراطوریه الایرانیة والمسلمين فی سنة  12هـ الموافق 633 م في كاظمة ( ذات السلاسل) المعروفة لاحقا بالكويت .وفي نهاية القرن التاسع إلى نهاية القرن الحادي عشر الميلادي دخلت منطقة الكويت مع جزء كبير من شبه الجزيرة العربية ضمن دولة القرامطة القوية التي هددت الخلافة العباسية في بغداد. وبعد اضمحلال هذه الدولة التي وصفها عدد من المؤرخين بـ«أول دولة اشتراكية في التاريخ»، نشأت على أنقاضها مجموعة من الإمارات المحلية ذات الصفة القبلية، واستمرت إلى نهاية القرن الخامس عشر الميلادي. وكان ميناء كاظمة على ساحل الكويت يؤدي في تلك الفترة وظيفة البوابة البحرية لشرق الجزيرة العربية.

الکویت و آل حمید

وفي العصور الحديثة برز آل حمید (کانوا متحالفین مع قبیلة بنی خالد) كأقوى قبيلة عربية في هذه المنطقة، وتمكنوا في نهاية القرن الخامس عشر من فرض سيطرتهم على مساحات شاسعة تمتد من البصرة حتى قطر بما فيها أرض الكويت، ورفض شيوخ آل حمید الاستسلام للسيطرة العثمانية التركية بعد ذلك.وعندما تولى الشيخ براك بن عريعر عام 1669 م زعامة آل حمید ، حاصر مدينة الهفوف حاضرة الإحساء الرئيسية إلى أن سقطت بعد استسلام الحاكم العثماني عمر باشا، لتنتهي بذلك عمليا سيطرة العثمانيين الأتراك على الساحل الغربي للخليج الفارسی.ولقد ظهر شأن الكويت حين سكنها بعض الأسر ذات الشأن کآل حمید  والأسر الأخرى من المهاجرين معهم ممن ينتمون إلى قبيلة عنزة وغيرها، وآل حمید هم أول من شيد فيها البيوت الحجرية.وأطلق آل حمید على الكويت في بداية الأمر اسم «القرين»، وهو الاسم الذي ظهرت به في الخرائط و الأوروبية للقرنين الثامن عشر والتاسع عشر ، عشر ثم تحول الاسم إلى «الكويت».وكلمة الكويت هي تصغير لكلمة كوت, و أول من بنى الكوت هو براك أمير آل حمید , وذلك في آخر سنة 1110هـ ليستخدمه في وضع الزاد والمتاع. وكان آل الصباح من أوائل من هاجروا إلى الكويت مع مجموعة أخرى من العائلات و البدو وصيادي السمك. آل صباح فی بدایة دخولهم الکویت کانوا عمال و خدما" عند آل حمید .

[ پنجشنبه دهم شهریور 1390 ] [ 19:48 ] [ حسین اخو شمه ]

هکذا تحکی الصور!

فی الایام الاخیرة وصلتنا من سماحة الاخ العزیز الاستاذ شیخ سامی السعدون بعض الصور التأریخیه لزعماء آل حمید فی العراق .هذه الصور تدل علی اصالة قبیلة آل حمید و عراقتها و سمعتها الطیبة عند الاخرین،انا بدوری اقدم جزیل الشکر و الامتنان مع باقة من الحب و الاخویة الی ابن العم المثقف سماحة الشیخ سامی السعدون علی دوره الممتاز فی احیاء التراث الثمین لهذه القبیلة المحمودة و تأریخها القویم و لابد من التشید بهذا النشاط الفاعل.  

من الیسار:الشیخ سعدون الهادی (والد الزعیم شیخ الزغیر و الاخ شیخ سامی)،الحاج ملاحمید نجل حجة الاسلام والمسلمین شیخ باقر العکام الحمیداوی، شیخ اعذار العلوانی الحمیداوی(جد الاخوة بیت اطبیج) 

[ پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389 ] [ 21:2 ] [ حسین اخو شمه ]

 صور خاصه لزعماء آل حمید فی القطر العراقی

لابد من تقدیم اسمی آیات الشکر و الامتنان الی الاخوة الاستاذ شیخ سامی السعدون و شیخ الحاج جبار الحمیداوی علی اهتمامهم باحیاء تراث قبیلة آل حمید العریقة

فی الوسط من الیسار:شیخ سامی السعدون،المهندس الحمیداوی ممثل اهالی بغداد فی مجلس نواب،و الحاج السحیب الروضان

اجتماع زعماء عشایر العراق برییس الوزراء الدکتور نوری المالکی و الشخص الثالث علی یساره الشیخ جبار الحمیداوی

الشیخ جبار الحمیداوی مع السید مام جلال رییس جمهوریة العراق


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 ] [ 19:56 ] [ حسین اخو شمه ]

ردا" علی الحارثی

لقد أخطأ الحارثي في مشجراته بأن جعل العرب الحالية قسمين عاربة ومستعربة وحقيقة العاربة أنهم أبناء اسماعيل بن ابراهيم الخليل عليهما الصلاة والسلام ومنهم بني قحطان على أصح الأقوال لأن الرسول صلى الله عليه و  آله وسلم قال : لخزاعة التي انخزعت من غخوانها الأزد الغساسنة إلى مكة بعد إنهدام سد مارب ( ارموا بني اسماعيل فإن أبيكم كان راميا ) وقد زرع اليهود الشقاق بين القحطانية والعدنانية ليقللوا من شرف سيد ولد اّدم عليه الصلاة والسلام ولتسهل السيطرة عليهم فقد ورد في التوراة يقطن وترجموها بقحطان وجعلوه من نسل هود عليه السلام مباشرة ليبعدوا القحطانية عن العدنانية وقد كذب ذلك القران الكريم بقوله تعالى ( وإلى عاد أخاهم هودا ) وعاد وهود من العرب البائدة الاّرامية وقحطان في العصور المتأخرة ينسبون أنفسهم إلى عابر ويقولون هو هود وذلك لا يستقيم البتة ولأن الرسول صلى الله عليه وآله سلم لما سأله أبو ذر الغفاري رضي الله عنه عن الرسل العرب أجابه قائلا ( هود وصالح وشعيب ونبيك يا أباذر )

وزعمهم أن القحطانية من نسل هود عليه السلام لا يصح لعموم قوله تعالى ( ملة أبيكم ابراهيم ) ولحديث المصطفى صلى الله عليه وآله سلم الذي لا ينطق عن الهوى إن هو إلا وحي يوحى السابق الذكر واللسان العربي والعبري يلتقيان في اللسان السامي لأنهما من أصول سامية ولا يصح إطلاق كلمة لغة على العربية لأن لغة محرفة من الكلمة اللاتينية لاغوج الإنجليزية حاليا لانقوج والقران الكريم خير دليل إذ قال تعالى : ( بلسان عربي مبين ) وقد سمي أول معجم عربي متكامل لسان العرب كما أن اسم ابراهيم الخليل عليه السلام من معانيه بالعربية والعبرية أب رحيم وهذا موضوع حساس ومن قال : إن اليمن أصل العرب فقد كفر بما أنزل على محمد صلى الله عليه وآله سلم بالقران الكريم في قوله تعالى : ( إن أول بيت وضع للناس للذي ببكة .... الاّية ) وقوله تعالى : ( وإذا يرفع ابراهيم القواعد من البيت 000الاّية ) ولعموم قوله تعالى : ( ومن يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم ) وقوله تعالى : ( وإذ بوانا لابراهيم مكان البيت أن لا تشرك بي شيئا .... الاّية ) و لذلك سميت مكة بأم القرى لأنه لم يعمر قبلها قرية على وجه الأرض فهي عاصمة الكون وأصل البشرية وسميت الكعبة بالبيت العتيق وأخطأ من قال أن صنعاء دمشق والقدس أقدم مدن الأرض وإن من فضل القحطانية على العدانية فقد أخطأ وللقحطانية فضل عظيم على الإسلام وأهله إذ حاربته القبائل العدنانية ونصرته القبائل القحطانية ممثلة في الأنصار الأوس والخزرج من الأزد القحطانية رضي الله عنهم وأرضاهم أما أنا فلم ولن أفضل أحدا على نسب صفوة الخلق رسول الله محمد بن عبدالله صلى الله عليه وآله سلم بأبي هو وأمي أما بعض مثقفي القحطانية فقد صدقوا اليهود في مزاعمهم عن يقطن الوارد بالتوراة على أنه قحطان وصدقوا قضية العرب العاربة والعرب المستعربة التي وضعها اليهود في اسرائلياتهم فأعرب العرب رسولنا محمد بن عبدالله صلى الله عليه وآله سلم اصطفاه الله تعالى من أعز العرب قبيلة قريش ثم من أعز قريش بني هاشم ثم من أعز بني هاشم بني عبد المطلب خيار من خيار من خيار وقد قال الرسول صلى الله عليه وآله سلم : ( أنا خير ولد ادم ولا فخر ) والراجح عندي في إخواننا القحطانية أنهم من أبناء اسماعيل بن ابراهيم الخليل عليهما السلام لحديث ( ارموا بني خزاعه فإن أبيكم كان راميا ) وإن لم يكونوا من أبناء اسماعيل فيلتقون معه في عابر أما إرم ومنهم هود عليه السلام فإنهم عرب ولكن الاّراميين عرب بائدة ومنها عاد الأولى وكلهم ساميين وليست منهم قحطان وما ولد اسم المستعربة إلا من اليهود قاتلهم الله للتفرقة بين الإخوة العدنانية والقحطانية ليسهل السيطرة عليهما على طريقتهم فرق تسد ومن أجل الإساءة إلى نسب رسول الله صلى الله عليه وآله سلم و تفضيل أنفسهم عليه ومن العرب البائدة جرهم وعبيل وأميم ومدين وطسم وجديس وعاد وثمود من العرب البائدة الذين ورث العرب المعاصرون منازلهم في الجزيرة العربية وفي الختام إن أصبت فمن الله وإن اخطات فمن نفسي والشيطان وأرجو من اخواننا النسابة التعقيب والتصويب إن وجد الخطأ والله أعلم . والأنساب علم دقيق شريف عظيم فلذلك تجد أعظم الناس علما بالأنساب هم أهل الحديث لأنهم يحتاجونه في الجرح والتعديل ولا يحمله إلا أشراف الرجال ألا ترون أن رسول الله صلى الله عليه وآله سلم يقول لولا معرفتي بالأنساب ما عرفت بني قريظة غير الأصيل ويقدحوا في نسب أبناء العرب الصلاصيل وذلك باق إلى قيام الساعة نسال الله السلامة وهذه صور مشجرات الكتاب

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم دی 1389 ] [ 21:58 ] [ حسین اخو شمه ]

آل حمید فی العراق

الحميد من القبائل المعروفه وتنتمي الى قبيلة غزية ثم الى هوازن ثم الى مضر وكانت تسكن تهامه مع باقي قبائل غزية حسب ما ذكره البغدادي في سبائك الذهب ثم دخلت العراق وستوطنت الحله مع قبائل الرفيع وساعده والدعيج وحدث ان قبائل غزية اغارة على بعض القبائل مما ادى الى اثارة العثمانيين في ذالك الوقت وقاتلهم مع القبائل المتحالفه مع العثمانيين مما ادى الى خسارة غزية في هذه المعركه وتشتت قبائلها في العراق و الحميد هاجرت الى منطقة السليمانيه في الحي ولازال النهر الموجود هناك يسمى باسم جدنا دليهم وحدثة معركه اخرى مع القبائل المتنفذه في المنطقه مما ادى الى هجرت القبيله الى ايران أي مايسمى الان منطقة خوزستان ثم بعد ذالك قسم من الحميد بقي في ايران والان هم من اكبر القبائل عدد وعزه اما باقي الحميد نزحو مره اخرى الى العراق وتوزعو في معظم البلد ولاكن هناك بعض المؤرخين ان سبب هجرة الحميد من الحساء والقطيف هو بعد ان كونو مملكة الحميد هناك بقيادة براك بعد انتزاعها من العثمانيين واصبح الحميد بمساعدة بني خالد ملوك على اكبر مملكه عرفتها الجزيره في الوقت الحديث حكمو من الكويت الكاظمه والى بلاد الشام وهم من اسسوها ولايزال ميناء الاحمدي بئسهم الى هذا الوقت وقد حكموها بما يقارب مئه وعشرون عاما وتعلم لكل مملكه لابد من نهايه بسبب اطماع العائله المالكه تقاتلو في مابينهم ونتيجة هذا القتال نزح قسم منهم الى العراق مع المنتفك والقسم الباقي بقي في حكم المملكه وبعد دخول المذهب الوهابي وتبني ال سعود له اتفقو على قتال مملكة الحميد فسقطة المملكه بيد ال سعود مما اضطر الحميد الى الهجره الى العراق وقامو بلملمة انفسهم بعد ان تفرق منهم الكثير وكونو عشائر خاصه بهم ولاكن نحن وهم على اتصال دائمويجب التنويه هنا عن بعض الاخطاء التي وقع فيها اغلب النسابين في العراق حيث التبس عليهم اسم الحميد بضم الحاء وهم ليس من غزيه بل بعضهم من عنزه وبعضهم من ربيعه وبعضهم من زبيد وبعضهم من شمر اما نحن غزيه التي تتكلم عنها معظم المصادر ولاكن ينسبها الى الحميد بضم الحاء خطاء شائع بينهم لانهم لم يبحثو بصوره صحيحه عن الاصول و لان يرئسها الشيخ زغير سعدون هادي الوحيد شيخ عشائر ال حميد العام اليوم نتكلم عن اكبر بطن من بطون الحميد وهو المرادسه
المرادسه:تتكون من عدد كبير من الافخاذ وهو اكبر واهم مافي قبيلة الحميد من حيث المكانه والعدد وتتمركز فيهم المشيخه الحميد العامه بواسطه شيخهم الجليل شيخ زغير سعدون هادي ويتكونون من مايلي

1)اسكندر او بيت وحيد وهم شيوخ آل حميد العامين وينقسمون الى اربع اقسام هم

ا-وحيد وهم يمثلون حمولة الشيخ الخاصه الشيخ ازغير سعدون شيخ عموم الحميد ويمثلهم علي مسعود ولفته حسن وخضير عباسب-بيت زناد ويمثلهم كل من فريح خليفه وهاشم الدحام وفارس جنام
ج-بيت سوادي ويمثلهم خضير مزبان وحواس الصبر وعجيل عبداللهد-بيت احمر ويمثلهم حسن معله وعيدان المايع

 2- بندر وهو من اكبر الافخاذ عددا ويتوكون من عدد من الافخاذ الاصغر وهم:
ا-براش ويتكونون من
1-
معارج ويرئسهم كريم محمد المذكور

2-
كطان يرئسهم حسين علي
3-
سعد يرئسهم مجبل خلف

4-
صويح يرئسهم محمود جاسم لازم

5-
بريسم ويرئسهم رشك عبد رضا
ب-بغيل ويتكونون من
1-
مسلم ويرئسهم حسين فرج ويمثل بيت بغيل

2-
كبيش ويرئسهم زيارة كبيش

3-
كبر ويرئسهم عبدالله حاتم

4-
محمد يرئسهم كاطع محمد
ج-سالم ويمثلهم لعيبي مجيسر
د-منصور ويتكونون من
1-
محيسن ويرئسهم قاسم محسن

2-
حسين ومنهم عباس عبد الحسن

3-
حسوني منهم جبار حزباوي

4-
حميد سلمان مطشر

و-طعيمه ويتكونون من
1-
سالم ويرئسهم زاير جاسم

2-
محمود ويشتهرون بيت دحام ويرئسهم عبد قاسم

3-
عبيد وينقسمون الى قسمين ا-تمامه ويرئسهم جاسب هاشم ب-بدر و يرئسهم شولي جبجاب
4-
بيت فنوش وينقسمون الى ثلاث اقسام هم

ا-مخليف ويرئسهم حجي شغي طاهر ب-الزاير يرئسهم حجي كريم عبودي ج- علي يرئسهم سلطان علي
5-
العسل ويرئسهم ريسان العسل

3-
ناهي وهو فخذ كبير وله سمعه طيبه في الحميد ويتكون من

ا-ناهي وشيخهم بشير مطشر ويتكونوا من
1-
ال صخي

2-
ال حريب

3-
ال حامي

4-
ال سعيد
5-
ال جاسم
6-
ال جابر

7-
ال شويل
8-
ال سلمان

9-
ال سالم

10
ال محيبس
ب- الاخماط وشيخهم يونس محسن مهنا
1-
ال مخيفي
2-
ال ناهي
3-
ال حليو
4-
ال عسل
4-
مريعب ويعتبر مله ناصر هو كبير الفخذ ويتكونون من ا-بيت عبيد يرئسهم جلاب حسن ورياض سلمان
ب-بيت حوشان ويرئسهم سبتي حوشان
ج-بيت شيخ حسين ويرئسهم جاسم عبد الواحد
د-بيت فرج الله ورئسهم كرم الله راضي
و- بيت عبد الله يرئسهم ناصر راضي
ه -بيت معله ويرئسهم قاسم معله بيت عبيد يرئسهم رياض سلمان بدل عن عمة جلاب حسن
5-
الخنان وهو الابن الثاني الى مرداس واسمه احمد الاخن ويتكونون من كل من ا-خليفه ويرئسهم الشيخ عجيل الكريم الشعيبث الخنان
ب-مهذول وهو من اكبرهم عددا وشيخهم هو طالب اكريم مهذول واخيه غالب كريم المهذول
وينقسمون الى عددة افخاذ اخرى
ج-ثوني وهو فخذ مهيوب الحانب وافراده من رجال الحميد المخلصين يرئسهم كاضم ماري و الاخ العزيز حسن شابث د-السباع وهم تابعين في الاصل الى بيت ثوني وشيخهم هو علي مريوش
و-المنسي وشيخهم جاسب كاضم العبد
ز-مهنا وشيخهم زغير كريم الناهض
6-
عتيج وهو من اهم افخاذ المرادسه ويتميزون في الهدوء والحكمه و شيخهم جليل ويسعى الى الخير دائما هو فليح حسن الرضا وينقسم العتيج الى عدة اقسام
ا-الجبر يرئسه فليح حسن رضا
ب- مذكور ويرئسهم ابراهيم علي شيخ حسين
ج-شاووش ويرئسهم حسين منشد
د-شبابه ويرئسهم حجي خلف الغياض و-يويد يرئسهم يونس الراهي الجفجير

7-
هويشم وهم من افخاذ الحميدحيث يسكن معضم افخاذها في ايران مله ثاني وشيخهم حجي عبد الساده علي فرحان وقد وكل عنه ابن اخيه جبار شعيبث وهو من الوجهاء البارزين في الحميد ويتكوت الهويشم من كل
ا-حجي علي وهم شيوخ الهويشم
ب-زوير يرئسهم حجي عبد الساده زوير ج-ذبيح يرئسهم غالي حلو تامول د-سفيح يرئسهم جبار شعيبث وشيخ زيدان سفيح يمثلهم في محافظة البصره و- ضباح يرئسهم كل من كاضم عنيد و حميد صيره
ر- صالح ويرئسهم خلف حبيتر
8-
جرو وهم من خيرة الرجال ويتميزون بانهم يحبون الخير لكل القبيله ويرئسهم بيت مخفي
ويتكونون من عدة افخاذ وفيهم رجال معروفين في القبيله حسين علي النعيمه و علي المحسن وهادي رشك
9-
غويث و شيخهم حسين محمد العطوان من الاجلاء في رجال الحميد ويتكوت الغويث من
ا- خليفه يرئسهم حسين محمد العطوان ب- دريبي يرئسهم نعيم عبد منادي
ج-طارش يرئسهم محسن ناصر صعيع
د- غنام
10-
الضعاف وهم خير رجال في الحميد يمتازون بل خوه الكبيره والولاء لرئساءهم و شيخهم شاب مثقف ويمتلك الحكمه هو الشيخ جبار ريه الفعل
عشائر البعلوان:يرئسهم الشيخ عزير كريم شيخ عام البعلوان،البعلوان ويحتلون مكانه بارزه في الحميد ولهم ثقل في القرار داخل الحميد ويعتبرون هم الجزء المكمل للحميد من حيث المكانه والقرار عندما تتخذ الحميد قرارها وشيخهم الجليل والعزيز على كل الحميد وهو ليس مقتصر فقط على البعلوان بل كل الحميد تتعبره شيخ جليل ويشترك فيهم جميعا بدون اي تحفضل ويشكل مع اخيه الشيخ زغير سعدون ثنائي متكامل في القرار وهو الشيخ عزيز كريم كزار وينقسم البعلوان الى عدة اقسام البو فياض :وينقسمون الى خمسة اقسام هم
۱) 
غالي وهم الروئساء عزيز كريم
۲)الدلابحه يرئسهم طراد موازي ۳)مصبح ويرئسهم جبر حسين ۴)الطواوه ةيرئسهم مفتن محمد ناصح
۵)بغديد ويرئسهم محمد طاهر محمد
الشعيب :وهم اهم اركان البعلوان وشيخهم هو عبد الحسين كاضم المري ويساعده في ادارة العشيره ابن اخيه الجليل مرتضى جواد- كاضم وينقسمون الى عدة اقسام
۱)صخي وهم الرئساء
۲)خيال ويرئسهم عبد الحسين جوده شحل 
۳)
حسان ويرئسهم عبد الهادي جبر وهو من رجال الحميد البارزين والمعروفين بل صلابه والكلام الموزون

۴)شميل شيخهم عطيه الزوير
۵)البوثلاث وشيخهم قاسم حسين البو فري وهي العشيره الثالثه في البعلوان ويرئسهم الشيخ كاضم الطعيمه وينقسمون الى عدةاقسام ۱)مد ويرئسهم كاضم الطعيمه ۲)عليجه وير ئسهم طالب الرسن وهو من خيرت رجال الحميد
۳)مسلم ويرئسهم غالي سماري
عشيرة البوهلال
وهي عشيرة كبيره و ومستقله في اتخاذ قراراتها فيها رجال شجعان وكرام وتتكون من عدة افخاذ ويرئسهم الشيخ عبود الحسن ويتكونون من:
1-
نجيم الكبير وينقسم الى
ا- فخذ حسان ويرئسهم عبود الحسن
ب- فخذ هزبر ويرئسهم محمد حزيم
ج- فخذ محيسن ويرئسهم فارس لفته
ي-فخذ بلال ويرئسهم زويد سهر
و-فخذ دليل ويرئسهم عطيه الجاسم
د- فخذ كنبر يرئسهم ناصر هاشم
ر- فخذ حسن ويرئسهم عوده فليح
2-
مهنا ويرئسهم جبار كشيش و يتكونوا من
ا- فخذ كطوف يرئسهم جبار كشيش
ب- فخذ جولان ويرئسهم جاسم سعد
ج- فخذ مريخ ويرئسهم حسون ناصر
ي- فخذ حاجم يرئسهم خضير محسن
و- فخذ دخيل يرئسهم شيخ غانم
ومن وجههم الكريمه والمعروفه بل صدق والاخلاق الحسنه هو الاخ خضر وهو من الحريصين على الحميد وعلى عشيرته البوهلال،العجريين وهم ينتمون الى البعلوان ويرئسهم شياع الحلبوت ومن وجهائهم ابو ابراهيم علي محمد العجري و ایضا" یتکونون من:
1-
بيت سليمان برئاسة شياع حلبوت

2-
بيت موزان
3-
بيت خنجر
4-
بيت فريح
5-
بيت فهد
6-
سلمان منهم علي محمد
عشائر الزلزل:الشيخ فليح حسن كلف،بطن الزلزل وهو من اكبر بطون الحميد واكثرها استقرارا
ويرئسهم شيخ جليل قل مثيلا له وبواسطة حكمته وسعة صدره جمع كل لافخاذ في شخصه الجليل لذالك عندما نقول الزلزل نقول فليح حسن الكلف وهو من اجل واكرم واذكى ما عند الحميد من الشيوخلذالك عشيرته تجده ستشيره في صغيره او كبيره وكذالك جميع شيوخ الحميد يأخذون لمشوره منه كيف لا وهو الشيخ فليح حسن كلف ويتكون بطن الزلزل من عده افخاذ هم :۱)وارد
۲)السماح وهو الفخذ الذي سئل عنه احد الاعضاء في منتداكم الكريم باسم عمار العراقي هو هذا فخذك اخي العزيز وشيخه هو ابوتحسن ۳)سكران ۴)منشد ۵)موسى
۶)داود
۷)جبر 
۸)
ابو لفه

۹)العكام عائله تميزة بل علم والدين لذالك عينها الحميد ممثل لهم في النجف الاشرف لاكون الحميد من القبائل المواليه الى بيت النبوه وكون العكام من رجال الدين الذين تميزو في النجف الاشرف و قع الاختيار على الشاب مهدي بن عبيره لاستقبال الزوار من الحميد في النجف وبسبب سكنهم في النجف تخرج عدد كبير منهم ونبغ بعضهم ولهم عدد من المولفات الضمينه
من رجال الحميد الاجلاء ولهم سمعه طيبه خاصة شيخهم الجليل وصاحب المواقف الصادقه مع قبيلة الحميد وهو الشيخ الجليل فالح الحسن وولده الطيب صاحب الاخلاق الحميده الدكتور طالب فالح الحسن وينقسمون الى عدة اقسام وهذا الفخذ كان متحد مع عشائر الزلزل ولاكن قبل فتره قصيره انفصلو فقط في الودي وماشاكل لاكن هم لايفترقون عنهم في كل المحافل تجدهم موجودين ومشاركين مع الزلزل
العوامر:اما الذين في بغداد فهم يتكونون من:

۱) السحيب ويرئسهم الشيخ سحيب الروضان ويتكونون من ثلاثة افخاذ وهم:
ا-الرحيمه ويرئسهم الشيخ سحيب الروضان
ب-ال حمود برئاسة جاسم محمد عليوي
ج- ال محمد برئاسة شبيب جاسمم
۲) المعيلو ويرئسهم مجيد الحسن ويتكونون من :ا-معيلو برئاسة مجيد الحسن
ب-جبر برئاسة حسين الحمد
ج-فياض برئاسة داخل جباره
د-صعل برئاسة لواء ركن منور كاضم
و-سالم برئاسة عوده بنيان كعيد
عشائر الحميدات:
وتتكون من عشائر كبيره ويرئسها شيوخ كبار لهم هيبه في المجتمع وتربطهم صلة النسب في الحميد حسب ما مثبت على لسان شيخهم رايح العطيه في كتاب العزاوي للانساب وكذالك شيوخ كل عشائر الحميد يوئكدون ذالك ولكن بسبب الحروب التي حدث مع القبيله تفرق الكثير من الحميد وكونوا عشائر مستقله بذاتها ،ويرئسهم في الوقت الحاضر الشيخ جمال العطيه شيخ عشائر الحميدات ويتكون الحميدات من عدد كبير من الافخاذ :
1-
المشيمش

2-
ال بليبش
3-
ال بدر
4-
ال بوخويطر
5-
اللافي
6-
العمار
7-
البريهات
8-
الصوالح
9-
البوصريو
10-
الوارش
11-
المكاطيف
12-
البوغاوي
13-
العبد الخضر
14-
البوغزيل
15-
البودرويش
16-
البوحبتور
17-
الخليفه
18-
العرادات
19-
البوداغر
20-
البوزوير
21-
البوعشبه
22-
البومنيجل
23-
الزابين
24-
الغزي
25-
الزرافات
26-
البوسوده
27-
ال معيان
28-
ال فارس
29-
العبوده
30-
المجاهد
عشائرالخليل:
وينقسمون الى قسمين هم الضويعن والرويشد:
الضويعن يرئسهم عبد الحسن السلطان اما في الوقت الحاضر يرئسهم الشيخ سعدون جاسم وهو من اجل الشيوخ وله مشيخه كبيره في ايران والكثير من هذا البطن يسكن في ايران اما الموجودين في العراق يمثلهم خلف عبد الحسين محمد السلطان وينقسمون الى خمسة اقسام هي: 
۱)
ضويعن

۲) 
بيت لهو ۳)محارب يرئسهم حميد عبد فياض
۴) 
سعيد يرئسهم خلف عوفي
۵) 
منصور وادي طخيخ
الرويشد:وهم يتكونون من عدد من الافخاذ الكبيره وهم الان مع بني الام حيث يمثلون ثلثي فخذ الذي يتحدون معه في بني الام وهم لم يتخلو عن نسبهم الى الحميد
العلي :وهو بطن كبير من بطون الحميد سكنو في القرنه ويطلق عليهم اسم بير حميد يتكونون من عدد كبير من الافخاذ
1-
حجي علي
2-
مساعد
3-
مشيلش
4-
القريني
5-
غلطه
6-
الحريمي
7-
حديبة
8-
الزوار
9-
الناصر
10-
الطوال
11-
الشناتر
12-
الرمضان
13-
عامر
14-
البوعباس
15-
ضريب
16-
العاتي
17-
طويرش
18-
حسون
19-
الناهي
حسيجه:وهم احد بطون الحميد ويتكونون من عدد من الافخاذ يرئسهم حميد معلاكويتكونون من الفخاذ التاليه

1)خليفه

2-وحيش
3-
جابر

4-
اشليبه

5-
غصه
6-
صبيح
عشائر اخرى الى ال حميد1- ابودهام من قبلة مايد وينتسبون الى الشيخ دليهم احد شيوخ ال حميد البارزين ويعتبر الاب الجامع لهم رئيسهم ثامر بن شناوة ال بنية الغانم 2- ال حميد مع عشيرة البركات الحجيمية رئيسهم عبدالله جعاز ومنهم عشيرة كبيرة مع قبيلة عفك وهم ملتزمون بنسبهم 3- ال دليهم :وهم مع بني عمير مع ال جوده من ربيعة ورئيسهم رزاك الداود الذي ينتهي نسبة الى عزيز بن دليهم ينزلون في ضواحي الكوت في الحسينية الفروع ا-البو عبدالله ب-البوفارس ج-بيت دليهم

[ پنجشنبه شانزدهم دی 1389 ] [ 22:38 ] [ حسین اخو شمه ]

قصیدة آل حمید

للشاعر الادیب الاستاذ جبار صدام الحمیداوی

***************************************** 

آل حمید نشامة و علم عالی ایرف

های حمید نشامة وحلوة خوتهم

اصالة و مرجلة و تاریخ

و تبقی العلیة علیتهم

ماناموا ابسد واحد ابد والله

والناس الایذه ابسدهم

هلی ومنهم سبع تنعام

ولبارود مضغتهم

هلی مو بس کلام و روح

هلی گول وفعل و نخوه نخوتهم

هلی وکت الزماط الرجال

لو طگ الفشگ و دان والله الغیره مهرتهم

نشامه و من نسل عدنان

وابعد عدنان یتنومس ابلمتهم

وهلی هم الشمس ماتنحجب بالغیم

یا غربال یگدر یخفی لمعتهم

هلی الزغیر ابن سعدون ابن هادی

العجید العله رایتهم

هلی سامی و عجیل و جبر و عطیوی

هلی الزناد و هلی محمود و شعبث والی موجودین

هلی دحام و هلی صدام

وهلی من اکبر شخص بیهم الاصغرهم

آل حمید گمگم علی الدلال الصیر

وسط اجمر واگف حامی  گهوتهم

آل حمید سفره و السفره مفتوحه

ومضایف للکرم والکرم ولعدهم

آل حمید کل عایل ایأدبونه

والمطلوب آمن لوصل یمهم

ترا عسل وکت الزلم یا ناس

شرشاب ابغضبهم یاهو یجرحهم

عمامی وتاج فوگ الراس

اخوة شمه ذوله و فدوه اروح الهم

[ دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 ] [ 21:7 ] [ حسین اخو شمه ]

قبیلة آل حمید ترحب بضیوفها بمناسبة احتفال زواج

نجل الحاج قاسم الموزان الحمیداوی بمدینة ملاثانی

 

الحاج قاسم الموزان،شیخ بحری العنافجه،الحاج زیدان آلبوخلیل،سیدمحسن ابن سیدحمد الغرابی ،شیخ فرع العموری،ابوماجد المعمر و ابودعیر 

 

فی الوسط من الیمین:الشیخ ایاد نجل الشیخ کریم زعیم الباویه مع الحاج قاسم الموزان

وفی جانبیهم عبدالامام الغزی و مجید الطرفی

الحاج قاسم الموزان مع الشیخ سعدون زعیم آل حمید بیت محمدالسلطان(فی الیسار)

صورة من مراسم الضیافة الشارع الرئیسی بمدینة ملاثانی(امام دیوان الحاج قاسم)

الحاج قاسم الموزان مع الحاج سید مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و هشتم آبان 1389 ] [ 18:36 ] [ حسین اخو شمه ]

حب الخیل عند آل حمید 

ذلك الإسم العظيم عند العرب وقد جاءت عظمته عندهم لأنه كان هو أهم مخلوق في حياتهم وذلك لأن العرب إستعملوا الخيل في حلهم وترحالهم وفي الحروب وكان ذلك ما قبل الإسلام بكثير وكانت هي الرفيق في السفر والمؤنس في الليل وفي السمر وكانت أغلى من الولد وحتى جاء الإسلام ليرفع من شأن هذا المخلوق وذلك بعد أن ذكره المولى عزوجل في كتابه الحكيم رابطاً المولى عزوجل القوة بها لما تتمتع به الخيل من كر وفر وعدو وسرعة وذكاء منقطع النظير بالنسبة للحيوانات الأخرى لذلك جاء ذكرها على لسان الله عزوجل في كتابه الحكيم قائلاً :"وأعدوا لهم ما إستطعتم من قوة ومن رباط الخيل ترهبون به عدو الله وعدوكم"وكذلك أقسم بها الله عزوجل في الأية وقال تعالى :‏{‏والعاديات ضبحاً، فالموريات قدحا‏ً}‏ ‏{‏فالمغيرات صُبحاً‏}‏{‏فأثرن به نقعا‏ً}‏ ‏{‏فوسطْن به جمعاً‏}‏وهذه سورة العاديات كما وردت في القرآن الكريم ومن هذا المنطلق تجد أن الخيل مرتبط إسمها بالقوة وتعد من الأدوات الرئيسية التي تستعمل في الحرب وكانت في ذلك الزمان بمثابة الدبابة بالنسبة للحروب وكالسيارة بالنسبة للسفر والتنقل والترحال

 

وقال رسول الله صلى الله عليه وسلم وفي الحديث الصحيح ’’ الخيل معقود في نواصيها الخير إلى يوم القيامة، و أهلها معانون عليها، والمنفق عليها كالباسط يده بالصدقة ‘‘وقال عليه الصلاة والسلام في حديث آخر :’’ من ارتبط فرساً في سبيل الله كان له مثل أجر الصائم والباسط يده بالصدقة مادام ينفق على فرسه ‘‘وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم لديه ثمانية أنواع من الخيل إقتناها في حياته وأهتم بها إطاعة لأوامر الله عزوجل .ومن هذا المنطلق أيضاً زاد حب العرب للخيل وأهتموا بها حتى أصبحت وكما قلت أغلى من الأولاد وقد جاء على لسان حكماء وفرسان العرب أن هناك ثلاثة أشياء لا يمكن للعربي الحر إعارتها وهي المرأة والسلاح ’’ السيف ‘‘ والفرس ويقصد هنا الخيل بجنسيها سواء كانت ذكراً أو أنثى وهنا نرى ان الخيل مرتبطة بأهم الأشياء بحياة الرجل العربي فبدونها لا يستطيع الرجل القيام بالحرب وبدون السيف لا يستطيع ركوب الخيل وبدون هؤلاء الإثنين لا يستطيع الرجل العربي حماية شرفه وعرضه إذغً الخيل هي من أهم عناصر حماية الأسرة والمجتمع والأرض في ذلك الزمان وكان العربي يحترم الخيل جداً لأنها كانت تعينه على قضاء الكثير من الهوايات مثل الصيد والفروسية وإن ضاق به الحرب يوما يجد العربيأن يقتل فرسه في الحرب وذلك بعقرها حتى لا يستفيد منها العدو وكان يفضل الفارس الموت مع فرسه وكثير من الخيل تعرف بأن فارسها إذا ما مات لا تتركه بل تقف حوله حتى تموت قربه او تأخذ ولا يستطيع راكب آخر ركوبها مهما طال الزمن والمعروف ان الخيل تأخذ بالثأر لصاحبها من الذي قتله ولو بعد حين وهذا يدل على وفاءها ومن هنا قام شعراء العرب في القديم بالتغني بالخيل عبر أشعارهم وأفضل بيت شعر سمعته قيل في الخيل هو للمتنبي وقد قال فيها :

أعز مكان في الدنى سرج سابح .. وخير جليس في الأنـــــــــــام كتاب

وقال عنترة‏:‏

والخيل تعلم حين تضبح .. في حياض الموت ضبحا

وقال آخر‏:‏

لست بالتبع اليمــــــــــــــاني .. إن لم تضبح في سواد العراق

 ومن هنا ما كان مني إلاّ أن قمت بكتابة هذا البحث عن الخيل لما فيه من اهمية لنا نحن العرب ومعرفة أهم الأشياء عن هذه المخلوقات العجيبة الغريبة . ولشدة إهتمام العرب بالخيل قمت بالتقصي عن سلالات الخيل ليكون هذا البحث وكان ذلك من اهم الأمور التي تأخذ بالحسبان لإقتناء فرس او حصان وكان العرب يعدون لها سجلاً ويعرف به النسب الذي تصل له هذه الخيل ومعرفة من أين جاء نسبها وذلك لأن سلالات الخيل لا تتوقف عند العرب فقط بل أن هناك سلالات كثيرة للخيل كسلالات: الحصان الإنكليزي، والحصان الألمانيّ، والحصان المنغولي، والأميركيّ والروسيّ والأوروبيّ الغربي والشرقيّ والأوستراليّ والإسكندينافيّ ولذلك كان العرب يهتمون بأن تكون هذه الخيل من السلالات العربية وذلك لأن الخيل العربية تعد من أميز الخيول في العالم أجمع لما تتمتع به من صبر وجرأة في الحروب وخفة ورشاقة وذكاء يفوق ما تتمتع به الخيول الأخرى ولذلك أهتم العالم الآخر أيضاً على أن يقتني الخيل العربية لأصالتها وطيب نسبها وقد قام بعض الناس بشراء الخيل العربية بأسعار باهضة تصل إلى ملايين الدولارات في هذه الأيام . مع ان الأهتمام بها أخذ يضمحل مع وجود السيارات ووسائل النقل الأخرى وقد بقي الأهتمام منصب على الفرسان الذين يستعملونها بالسباقات والأمراء الذين يهتمون لأقتناءها للتفاخر بالخيل العربية أما العالم وقد سميت سباقات الخيل برياضة الملوك وذلك لأنها تستنزف الكثير من الأموال ويقول بعض الفرسان والمهتمين بالخيل ان الخيل من أراد الإهتمام بها عليه أن يضحي بالكثير من جهد ومال لأن الخيل تأخذ الكثير من الإهتمام كالوقت والأكل والغسيلومن احب الأكل إلى الخيل هو السكر والشمندر وتعتبر من أهم معلوفاتها الرسمية .عدا عن الشعير والعشب تعتبر الخيل العربية الأصيل من اجمل الخيول الموجودة بالعالم اجمع وذلك ان الخيل لها صفات بالجمال مثل جمال القدمين والرأس والرقبة والبطن والشعر الذي يسمى سبيب الخيل والذيل وطول القامة والسرعة وعرض الصدر وانسيابه وعرض الظهر وكل هذا يدخل في سياق جمال الخيل وهناك أناس يعرفون بالساسة لهم نظرة معينة وثاقبة على أثرها يستطيع السايس تحديد مدى جمال هذه الحصان او الفرس كتحديد جمال المرأة مثلاً .وللخيل أسماء عند العرب إشتهرت بها وتفرع منها مسميات أخرى عند البدو والقبائل العربية ومن هذه الأسماءالكحيلات، العبيات، الصقلاويات ،السودانيات، المعناقيات ،صويتيات، المحجلات والكثير الكثير من أسماء الخيل لاتي لا يحضرني أسماءها وهذا ما أذكر منها ولسوف أتي على ذكرها إن سمحت الظروف وكان العرب ينسبون اسم الفرس لصاحبه فمثلاً يقال عبية بن عتيق او كحيلة بن سالم وهكذا ومنها تتفرع عدة أسماء يطلوقنها العرب عليها ولكنها تظل محتفظة بأسمها المتعارف عليه عند العرب جميعاً فمثلاً من يطلق عليها إسم خاص له مثل الهذله أو السمراء أو الشهباء او هبوب الريح أو الجاقوار أو الأدهم نسبة للون وهنا دعوني أذكر من ألوان الخيل ولها عدة ألوان مثل السوداء والبيضاء والحمراء والكحلية والرمادي والأدهم والكثير من الألوان وللون نظرة لدى الفرسان وهم يقتنون الخيل حسب أذواقهم وما تختاره النفس ويطيب له الخاطر .. وهذا ما جاء معي في الشرح عن هذه المخلوقات التي أحبها الله عزوجل ورسوله صلى الله عليه وسلم وقد أحبها العرب والمسلمين طاعة لله ورسوله كما احبوها من قبل وبزيادة بعد ذكرها في أهم الكتب السماوية وأهم كتاب نزل على الأرض ألا وهو القرآن الكريم وقد ذكرت على لسان أعظم البشر سيدنا وحبيبنا المصطفى صلى الله عليه وسلم والتي ذكرها العرب في أشعاره وفي حلهم وترحالهم  وللحديث عن الخيل الكثير الكثير وعسى المولى عزوجل يوفقني في البحث والتقصي ويكون للحديث بإذن الله تعالى بقية وحتى نلتقي لكم مني أطيب المنى وأحلى الأمنيات. 

[ پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 ] [ 22:28 ] [ حسین اخو شمه ]

صورة لزعیم آل حمید الفقید شیخ سلطان المحمود

[ پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 ] [ 21:41 ] [ حسین اخو شمه ]

المرحوم الحاج لطیف ابن صالح من شیبة البودوریج مع الحاج قاسم الموزان

[ دوشنبه پنجم مهر 1389 ] [ 21:26 ] [ حسین اخو شمه ]

صور من احد عزایم آل حمید فی قریة الحبیشی

بضیافة الحاج قاسم الموزان

[ دوشنبه پنجم مهر 1389 ] [ 21:24 ] [ حسین اخو شمه ]

بیت حسن الغریب ابوعلی فی فی منطقة میسان العراق

[ دوشنبه پنجم مهر 1389 ] [ 21:15 ] [ حسین اخو شمه ]
 

الشیخ سامی السعدون مع الدکتور حسین الشهرستانی مساعد رییس الوزاء العراقی

 

[ دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 ] [ 14:0 ] [ حسین اخو شمه ]

 

الحاج قاسم الموزان مع الخان محمد مراد کبیر الکرد فی منطقه بانه و کرمانشاه

روس عشیرة المرادسه فی العراق (لفته الحسن و گطان) ،ضیوف فی مضیف الحاج قاسم الموزان

المرحوم هاشم ابوعدنان ابن نزال مع کاظم و قاسم الموزان

الحاج سبهان ابن افضیل نجل ملاثانی و احد شیبة و زعماء آل حمید

 

[ چهارشنبه سی ام تیر 1389 ] [ 10:19 ] [ حسین اخو شمه ]

عشیرة المرادسه فی ایران

عشیرة المرادسه هی احد عشایر آل حمید الذی اختصت بسحر البیان و الشعر و الادب و منها فحول هذه الطائفة العریقة بتأریخها و منهم عبدالمحسن ابن سرداح ،جساس و علگم الذی ذکرنا دورهم فی قضیة نخوة آل حمید و ندب العماریات و تکون لهم الزعامة العامة علی آل حمید فی القطر العراقی و تتمرکز الشیخة فی وقتنا الحالی بید شیخ الزغیرالسعدون الذی یسکن ناحیة الرفاعی بمحافظة ذی قار . عند ما هاجرآل حمید من العراق قاصدین نحو ایران ، رحلت الثلة القلیلة منهم الی ایران و بقی الکثیر فی القطر العراقی ، عشیرة المرادسه لها الدور الرئیسی بامر اختیار شیوخ آل حمید فی ایران و لایمکن اتخاذ ای قرار فی القبیلة دون رأیهم. عند نزولها فی ایران و بمر الزمان سکنت عشیرة المرادسه فی مدینتی الاهوازو ملاثانی و القری التابعة لها ومنها  الحبیشی ، ابوهاون ،الحنیری و ..... غیرها.تنقسم عشیرة المرادسة الی قسمین رئیسین و هم بیت بندر و بیت اسکندر و ایضا" البوعتیج . و الکل منهما ینقسمان الی شعب کثیرة التی نشیر الیها بما یلی :


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و پنجم تیر 1389 ] [ 20:43 ] [ حسین اخو شمه ]

شیوخ آل حمید الذی کانت لهم الزعما العامةللقبیلة فی الحجاز ، العراق و ایران

 

۱) الشیخ عبدالمحسن ابن سرداح (فی الحجاز)

۲) الشیخ عریعر(فی الحجاز)

۳) الشیخ عبدالعزیز ابن ادلیهم (فی العراق)

۴) الشیخ اوحید ابن احیاز (فی العراق)

۵) الشیخ جساس ابن اوحید (فی العراق)

۶) الشیخ هادی ابن سدخان (فی العراق)

۷) سعدون ابن هادی (فی العراق)

۸) الشیخ فضل ابن عمار (فی ایران)

۹) الشیخ محمد الفیاض(فی ایران)

۱۰) الشیخ ملاثانی ابن خلف(فی ایران)

۱۱) الشیخ عبدالحسن ابن امحمد السلطان(فی ایران موسیان و دهلران)

۱۲) الشیخ جاسم ابن عبدالحسن (فی ایران مدینتی موسیان و دهلران)

۱۳) الشیخ  سلطان المحمود(فی عموم ایران)

۱۴) الشیخ الزغیر السعدون(فی عموم العراق حالیا")

15) الشیخ حاتم الرمضان اوعیسی ( فی منطقة خلف آباد ما تسمی رامشیر)

[ جمعه بیست و پنجم تیر 1389 ] [ 20:34 ] [ حسین اخو شمه ]

الاسر والعوائل التي تنتمي لقبيلة المرادسه مع جهينه في عدةمحافظات

فی مصر العربیة

ذكر المولف محمد سليمان الطيب في كتابة موسوعة القبائل العربية عدد من الاسر والعوائل المنتمية لقبيلة جهينه حيث سوفاتناول ذكرها كما ذكرها المؤلف ولكن مع بعض التعديلات أن لزم الامر حول انتماء بعضالاسر للافخاذ حيث وجد خلط واضح في بعض الاسر فيما بينها اما لعدم معرفة المولفباصولهم السعودية ممن كانت هجرته لمصر قريبه أو بسبب خطاء مطبعي أو بسبب التحاموانصهار قبيلة جهينه مع بعضهم هناك بسبب انهم ابناء عمومه ولا فرق بينهم في النسب فالجميع تحت مظلة قبيلة جهينه ولا تهمهم التفريعات الاخرى تحت جهينه لذلك وجب عليتعديل ما اعرفه وما اشتهر واستفاض وتواتر ومن كلا الطرفين لدينا هنا في المملكةولديهم هناك في مصر وهذا شرط ضروري يجب أن يؤخذ به حيث لا يعتد مشهور ومستفاض ولاتواتر من احد الاطراف دون الاخر لان القاعدة تقول ( الناس مؤمتون على أنسابهم ما لميدعي الشرفاء ) والشرفاء بطبيعة الحال هم كلا الجانبين فلابد من التاكد من صحةانساب من نسبهم واخطاء بنسبتهم المؤلف وبطبيعة الحال انا لا ادعي العلم بها اكثر مناهلها واصحابها ولكن كانت هناك بعض الاخطاء البسيطة والتي كانت بسبب تداخل بعضالاسر هناك مع بعضها بحكم انهم ابناء عمومه لذلك تجد بعض الافخاذ تداخلت وهي ليستمن بطن واحد تحت مسمى فخذ واحد وهم من بطنين مختلفتين ولكن الجميع من قبيلة جهينهوهي :


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 ] [ 10:49 ] [ حسین اخو شمه ]

قبيلة المرادسه باسم جهينه في جمهورية مصر

اجمعت جميع مصادر التاريخ الاسلامي بكافة مصادرها و انواعها على أن فتح مصر كان في اواخر السنة التاسعة عشر مروراً بالسنة العشرين للهجرة علی ید عمرو بن العاص  و اكتملت عقود الفتح الاسلامي لباقي اجزاء مصر نهائيا في بدايات السنة الحادية والعشرين في خلافة  الخلیفه الثانی 

( لاشك انه حين نورد بداية الفتح الاسلامي لمصر ونعلم سنة الفتح تحديدا أن ذلك من الامور المهمة لنا لانه يوضح وباجلاء عن امتداد قبيلة جهينه بمصر بسبب أن افرادها تواجدوا في هذا الفتح وهم صحابة رسول الله صلى الله عليه وسلم بلأن بعض المصادر اكدت أن جهينه تواجدت بمصر قبل الفتح عن طريق البحر للتجارة معالمصريين القدماء ولكن تواجدها الحقيقي كان بعد الفتح خاصة بعد توسع القبيلةو ارتباعها في مصر و اقامتها واستقراراها ايضا بسبب طيب العيش في تلك الفترة في مصر
)

وهذه بعض من النصوص من المصادر التي تكلمت عنفتح مصر وعلى سبيل الاختصار والا فهناك مئات المصادر التي تكلمت عن هذا الفتحالعظيم وعن افراد الجيش المصاحب للفاتح عمرو بن العاص فنكتفي ببعض ما اورده عبدالله خورشيد في كتابة القبائل العربية في مصر حيث يقول
:


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 ] [ 10:47 ] [ حسین اخو شمه ]

عماريات آل حميد

العمارية هي المراة التي ترافق الفرسان و المقاتلين في ميدان الحرب و الكفاح و تحثهم علي القتال مع نقل الماء لهم و شد الجراحات . كان لال حميد عماريات ثلاثه وهن منكاية ،بتية و خاتونه .حيث تقول منكاية :

لو هلهلتي يا منكايه  **** جساس الدگ انا الثايه

يا ابن دليهم يا علمايه **** جفة و ضلوعه الحوتيه

*جساس هو جد وحيد شيخ آل حميد و الجد لشيخ الزعير السعدون

*دليهم هو جد لال حميد الذي تفرعت منه حمايل آل حميد

و تقول بتية:

لو هلهلتي يا سوده الراس *** و تنخين اصحين و دفاس

علگم ياذيب الفراس *** ياليث اليگرط برحيه

و تقول خاتونه:

لو هلهلتي يم ثوب الجز *** و احنه اعمامچ مانتهزهز

 

[ دوشنبه چهاردهم تیر 1389 ] [ 20:45 ] [ حسین اخو شمه ]

الحوادث و الصدامات العشائرية لآل حميد في العراق

1) الحادثه بين آل حميد و الشحمان:

حدثت هذه المعركة عند نزول آل حميد من الحلة بعد خسارتهم المعركه مع قبيلة "جشعم" حيث استقروا بمدينة الكوت و جاورا "الشحمان" بمنطقة السليمانيه حيث حدثت معركة دامية و لما شارفت المعركة علي الانتهاء دخل الغريب ضد آل حميد و سبب دخولهم الحرب هو أن فتاة من الشحمان تكون بنت اخت الغريب فذهبت اليهم بعد ان حسرت رأسها و جعلت فوطتها في رقبة الناقة فاقبلت و دخلت مضاربهم و هي تقول :

لودي طارشي عد ال ابوتريف *** لباسة الجوخ النظيف

و ركابة المهر الخفيف *** و كضابة القبان و السيف

و هي بنت چريم و اصبح هذا الاسم عنونا" رمزيا" لاحد افخاذ "الشحمان" و يسمون بأخوة اصفيه و بناء" علي لذلك عج فوج "الغريب" بحدود 400 خيال و بكامل عدتهم في الوقت الذي كانت المعركة مستمرة و الرجال قد اعياها التعب ، وقد نفذ البارود و تعطلت البنادق و تكسرت الرماح و كان الرجل يضرب خصمه فلم يؤثر فيه شيء و في تلك الحالة و اذا بالغريب بعدتهم و جميع قواهم و معنوياتهم دخلوا المعركة ضد آل حميد و ربحوا النزاع دائر بينهم .فكانت تلكه الهزيمة للعشيرة مما سبب ارتحالهم الي الغراف مع المنتفك و قسم آخر هاجر الي خوزستان في ايران عن طريق نهر الكرخة

2) الحادثة بين عگيل و آل حميد:

كان سبب الحادثة بأن آل حميد قتلوا رجلا" من " عگيل" و تم زفاف بنت من آل حميد لاخ المقتول تعويضا" لدمه و انتهت المشكلة ، بعد فترةجرت مناسبة عند العگيل و كانوا حاضرين باجمعهم فحضرت احد الندابات و جعلت تحرض عگيل بأخذ الثأر و من جراء كلامها الذي عمل في القوم ما يعمل السحر فهبوا باجمعهم و هم يقولون الثأر يا اولاد عامر فأشتبك الطرفان و اسفرت المعركة بفوز عگيل في بداية الجولة  و يلتحم القتال و يسفر عن فوز آل حميد في الجولة الثانية و هكذا في عدة معارك .يقال ان رجل من آل حميد قد اعتزل نفسه الحرب بسبب أن زوجته تعيره بهزيمة عشيرته و لما انتصر آل حميد في النهايه دخل علي زوجته و اسدل ستار الخيمه و هو يغني مسرورا" .

3) الحادثة بين آل حميد و شويلات :

قد حدثت في زمن جابر الخيرالله عندما استنجدت قبيلة الشويلات عشائر الطوگيه و حجام و الطرفيين و المراشدة و الرفيع و قسم من بني ركاب ، اما آل حميد استنجدوا بعشيرة عتاب و قراغوك و عبوده و الحسن و آلبوشرجي و آل روضان حيث وزعت العشاير اداخله في ميدان النزاع الي اربع جهات متقابلة و دار المعركة شيخ حسن الغلطي رييس عشيرة آلبوفياض العلوانية و كانت نتيجة الصدام فوز آل حميد و لاخذ بمطالبهم.

4) الحادثة بين آل حميد و الخويلد:

وقعت المعركة في الوقت الذي كان فيه آل حميد يتواجدون في اطراف و نهاية بزاير الدخيلية التي يسكنون فيها آلبوعلوان و قدكان عددهم فيها ضئيل و قليل و هذه المعركة قتل فيها جمع قليل و منهم الشيخ صخي الكريم رييس عشيرة الشعيب العلوانية بعد ان ابلي بلاء حسنا عند قيادته المعركة حيث كان يتقدم صفوف عشيرته و يحثهم علي القتال.

الحوادث و المعرك اخري لال حميد:

5)معركة مع بني ركاب

6)معركة الصباغيه بين آل حميد و الشويلات و الطوكيه سنة 1910 م

7)معركة الجسية تقع بالقرب من نهر الاعيمي و كانت بين آل حميد و الشويلات من جهة و بين الطوگيه و خويلد و آل بدر من جهة اخري

8)معركة ابوهاون حدثت في مابين آل حميد و قراغول و كانت تلك الحوادث تحدث نتيجة العوامل التالية:

* وجود الحكم الدخيل في العراق في ذلك زمن

* عدم سيطرة الحاكم الدخيل علي الامن

* وجود القنصيلة البريطانية في العراق و استيراد الاسلحة النارية و بيعها بسعر زهيد

* عدم وجود مصدر رسمي لحل النزاعات العشايرية  

[ دوشنبه چهاردهم تیر 1389 ] [ 20:43 ] [ حسین اخو شمه ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب